MES

... I do not want kisses; say something

نامه‌ی 23 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

نگرانم! 
سه روز تمام است 
که هیچ پرنده‌ای 
دانه‌های ارزن را بر ایوانِ این خانه برنچیده است! 


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

نامه‌ی 22 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

در هر میدانی 
درختی. 
بر هر درختی 
آشیانکی. 
طناب را نابهنگام گره مزن، 
تب دارد این پرنده! 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 21 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

باران اگر بهانه‌ای برای گریستنت نبود 
تو این همه از آسمانِ ابری سخن نمی‌گفتی! 
محمود می‌داند 
اما اینجا نیست 
حسن همیشه می‌گفت چطوری برادرم! 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 20 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

گوش بده به این بادِ بی‌کس و کار 
دارد از یک جایی می‌آید 
از لابه‌لای پلک‌های سنگینش می‌شود فهمید 
کسی زیر لب از خوابِ خویش گریه می‌کند 
حرف می‌زند، سخن می‌گوید 
این کلماتِ برهنه‌ی سرمازده از کیستند 
از کجا آمده‌اند توی این کوچه، اینجا 
رو به روی من کِز کرده‌اند؟! 
تو هم نگاهشان کن ببین من اشتباه نمی‌کنم! 
انگار چشم به راهِ یک اتفاق، 
یک اعتراض بزرگ، یک ترانه‌ی کاملند! 

خدایا! 
کدام عاشقِ بی‌نام 
از این جاده به جانبِ آن منزلِ ناپیدا رفته است، 
که من او را هنوز 
از خوابِ گریه ... به دامنِ دریا می‌طلبم!

 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 19 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

حرفی نیست! 
سرانجام نسیمی خُرد 
از این بادیه‌ی بی‌نشان خواهد گذشت 
تو فعلا حرفی نزن 
بگذار خودش خوب می‌شود، می‌افتد. 
یواش‌یواش کلماتِ ساکتِ این کوچه هم 
باور خواهند شد 
معانی تازه‌تری خواهند زایید 
ما هم از خوابِ ستاره‌ها شیر خواهیم نوشید 
خُب ...!؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 18 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

من می‌دانستم 
زمانی دور 
مثلا سالها بعد 
باید به این شاخه‌ی شکسته پاسخ دهم: 
چرا باد آمد و 
ما نفهمیدیم! 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 17 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

چرا بعضی‌ها این همه ناامیدند؟ 
به خدا اشتباه می‌کنند 
هی حرف‌های دُرُشت‌دُرُشت می‌زنند 
مثلا در انجمادِ این دیوارها 
دیگر یادآوردِ هیچ آسمانی میسر نیست! 
نه خیر ... بعضی‌های عزیزِ من! 
این طورها هم نیست، 
این طورها هم نبوده ...، حافظ یک چیزی می‌گوید: 
چنان نماند و ... بگذرد این روزگار! 
من مُرده و شما شاهد!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 16 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

گاه یادِ همان چند ستاره‌ی دور که می‌افتم 
دور از چشمِ تاریکی 
می‌آیم نزدیکِ شما 
کمی دلم آرام بگیرد 
خیالم آسوده شود 
جای بعضی زخم‌ها را فراموش کنم 
اما هنوز نگفته: ها! 
باد می‌آید. 
با این حال تو خودت قضاوت کن 
من هنوز هم 
بَدترین آدم‌ها را دوست می‌دارم.

 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 14 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

رفتم روی دیواری 
مُشرف به معنیِ نور، نوشتم: 
کبوتران را نکشید 
کبوتران ... بافه‌های نرگس و میخکند! 
فردای همان روز 
یک نفر دیگر آمد همه‌ی حروفِ باران را خط زد 
اصلا اطرافش را نمی‌پایید 
اصلا انگار از کسی نمی‌ترسید. 
من توی دلم گفتم: 
بافه‌های نرگس و میخک را درو نکنید 
هنوز خُرداد نیامده است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 15 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

ما آدم‌های بیکارِ این حدود، 
ما شاعرانِ بزرگِ این بادیه ... بر این باوریم 
که در انتهای هر سطری 
که پیش آمده است، 
سه نقطه‌ی ناتمام نهاده‌ایم. 
یعنی یکی بدون پُرس و جو ... عاشق است 
یکی آلوده به آوای نور، 
و من که در خوابِ سومین ستاره 
مانده‌ام چه کنم با این همه نقطه‌ی ناتمام!

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 13 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

نمی‌دانم، دین و گناهِ کسی را نمی‌خَرَم 
می‌گویند آب 
همیشه سهمِ تشنه نیست، 
البته دروغ می‌گویند این فلان‌فلان شده‌ها ...! 
به قولِ اهل کتاب 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 12 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

می‌دانم شب است 
اما من خوابم نمی‌آید 
البته دیری‌ست که خوابم نمی‌آید 
نپرس، نمی‌دانم چرا ...! 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 11 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

اگر آهسته 
آهسته روی پنجه‌ی پا بگذریم 
مرغِ ماه پَر نخواهد زد. 
بیا از بالِ دره‌ی ریواس و ستاره بگذریم 
چکاوک‌ها 
پرچین‌ها 
باغ‌ها 
رَد پای نسیم ... مثلا! 
مثل قدیمی‌ها بگو، یک صفتی، موصوفی، حرفِ ربطی! 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نامه‌ی 10 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

روز، تمام روز 
شب، تمام شب 
همین طوری، صاف،‌ بی‌دلیل و هر چه استعاره ... مُفت! 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

نامه‌ی 9 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

عجیب است این گُل 
نیمی پروانه و نیمی گلبرگِ رازقی، 
چون من 
که نیمی کودک وُ 
نیمی اندوهِ آینه‌ام. 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱