MES

... I do not want kisses; say something

نامه‌ی 6 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

دیر است دیگر 
بگذار برای وقتی که از آنجا به خانه برگشتیم 
باد شمال می‌گوید 
نَم‌نَمِ بارانی که بیاید 
همه‌ی دنیا مال خودمان می‌شود، 
حتی شب‌پَره، خَطمی، ماه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

نامه‌ی 5 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

زبانِ ستاره 
همین گفت و گوی کوچه و آدمی‌ست 
زبان ساده‌ی ما 
همین تکلمِ یقین و یگانگی‌ست. 
مگر به تو نگفته‌اند 
مگر نمی‌دانی ... هوا چقدر خوب است! 
خوب است که ما به کوچه آمده‌ایم 
هیچ‌کس نداند 
لااقل تو که می‌دانی من چقدر شاعرم!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

نامه‌ی 4 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

گاه یک ستاره 
یک ستاره گاهی 
می‌تواند حتی در کفِ یک پیاله‌ی آب 
خوابِ هزار آسمانِ آسوده ببیند! 
آن وقت تو می‌گویی چه ...؟ 
می‌گویی یک آینه برای انعکاسِ علاقه 
کافی نیست!؟

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

یه روز میاد ...

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱

نامه‌ی 3 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

اینجا چه کَم از چراغ سخن می‌گویند 
پس تو ... 
تو لااقل جَلْدی برو خانه 
یک چیزی بیاور ... آفتابِ تنبلِ مِه‌آلود!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

نامه‌ی 2 - دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

دیگر ندیدمت 
نه در باد و نه در فانوس 
دیگر ندیدمت 
مثل هزار حرف دیگر 
هزار مسئله‌ی مشکل 
حتی نه بر پلک پروانه 
نه در تخیلِ باد! 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱

نامه‌ی 1- دفتر سوم - چند نشانی از دومین دیدار - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

من از میان همه‌ی شما 
منتظر کسی بودم ... که نیامد! 
به گمانم دریا 
چشمی برای گریستن نداشت 
ورنه آن پرنده‌ی بی‌جُفت 
به جای نَم‌نَمِ یکی قطره‌ی باران 
چشمْ به راهِ دو دیده‌ی من 
از دریا نمی‌گریخت.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱

نامه‌ی نهم - دفتر دوم - نامه‌های نخست ری‌را - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

حالم خوب است 
هنوز خواب می‌بینم 
ابری می‌آید 
و مرا تا سرآغازِ روییدن ... بدرقه می‌کند. 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱

نامه‌ی هشتم - دفتر دوم - نامه‌های نخست ری‌را - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

برایم سیگاری بگیران 
من از ماهِ دُرُشتِ گلگون می‌ترسم، 
من این ساعتِ خسته را 
برای هجرتِ شبانه ... کوک نخواهم کرد. 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

نامه‌ی هفتم - دفتر دوم - نامه‌های نخست ری‌را - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

ری‌را ...! 
همگان به جست‌و جوی خانه می‌گردند، 
من کوچه‌ی خلوتی را می‌خواهم 
بی‌انتها برای رفتن 
بی‌واژه برای سرودن ... 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱

نامه‌ی ششم - دفتر دوم - نامه‌های نخست ری‌را - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

می‌گویند باران می‌آید 
اما من نمی‌بینم، 
زیر چتری از تردید می‌گذرم 
همه جا را 
بوی نوعی شقایق پُر کرده است! 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱

نامه‌ی پنجم - دفتر دوم - نامه‌های نخست ری‌را - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

ری‌را 
به خاطر داری آن روز غروب 
تو گفتی بوی میخک و ستاره می‌آید، 
اما صدایی شبیه صدای بامداد آمد: 
شما شیونِ اسپند را 
بر آتش ندیده‌اید! 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱

نامه‌ی چهارم - دفتر دوم - نامه‌های نخست ری‌را - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

می‌دانم که می‌توانم 
باید برای توانستن 
همه با هم آواز بخوانیم. 

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

ساعت ...

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱

نامه‌ی سوم - دفتر دوم - نامه‌های نخست ری‌را - آخرین عاشقانه‌های ری‌را

قرار است فردا 
دو سه غزل 
به یک پَریِ دریایی بفروشم. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱