در شب گیسوان تو
مست به خواب می روم


مست به خواب

این رهِ پر خم و تاب می روم

 

بوی تو می کشد مرا
سوی تو می کشد مرا


ای که تو سوی خویش و من
سوی سراب می روم

 

هر شب از آرزوی تو
در تب ماه روی تو


در خم و تاب موی تو
مست و خراب می روم

 

ای که نگاه می کنی
بر من و آه می کشم


ای که چو شمع از آتشی
عشق تو آب می روم

 

ماه من آفتاب من
باده ی من شراب من


خانه ی روی آب من
همچو حباب می روم

 

"پرواز همای"