روز، تمام روز 
شب، تمام شب 
همین طوری، صاف،‌ بی‌دلیل و هر چه استعاره ... مُفت! 


به خدا بیداریِ باران و گریه با من است 
اصلا این همه ثروتِ سَحَری 
از آوازِ آن پرنده‌ی غریب به من رسیده است 
من وارثِ جامه‌های خودم هستم. 


سی و پنجمین سالِ آسمان است امشب 
که ماه خواب است 
سرش درد می‌کند 
بوی گیسوی ثریا و ستاره می‌آید 
آهو خواب است 
بابونه و جبرئیل و آب حتی ...! 
همین جا تمامش کن!