نگرانم! 
سه روز تمام است 
که هیچ پرنده‌ای 
دانه‌های ارزن را بر ایوانِ این خانه برنچیده است! 



حروفِ برف 
بر متنی سپیده‌پوش 
سطورِ تنهاییِ مرا می‌بارد. 


شمال را می‌نگرم 
تمامِ آسمان، جوری غریب غمگین است 
جنوب را می‌نگرم 
نه برگی در خوابِ سرشاخه‌ای 
نه سایه‌سارِ اَمنی 
که اعتمادِ آرامشی مگر! 


نگرانم! 
سه روز ... سه روزِ تمام است 
که برف می‌بارد 
سه روزِ تمام است 
که از آن قُمریِ تنبلِ شهری ... نشانی نیست!