باز به این پُست بازرسی ... رسیدیم 
مسخره است از رسیدن گفتن، 
به گفتن نمی‌رسد، 
گفتن از رسیدن، راز دیگری دارد، 
من، ترسیده و مُردد 
خودم جیب‌های خودم را می‌کاوم. 
خلاصه‌اش کنم 
راستش را بخواهید 
در چند و چونِ زیستن و گریستن 
جز آلبومی کهنه در کُمدی قدیمی 
نامی نمانده است!